ثمره یک صبر راهبردی
حوادث اخیر بار دیگر نشان داد که مسئله اصلی در منطقه، نه کمبود مذاکره و تفاهم، بلکه فقدان اراده واقعی برای پایبندی به تعهدات از سوی آمریکا و اسرائیل است. هنگامی که از تفاهم و کاهش تنش سخن گفته میشود، بدیهیترین انتظار آن است که طرف مقابل نیز به الزامات اولیه آن پایبند باشد.
به گزارش روایت فردا حوادث اخیر بار دیگر نشان داد که مسئله اصلی در منطقه، نه کمبود مذاکره و تفاهم، بلکه فقدان اراده واقعی برای پایبندی به تعهدات از سوی آمریکا و اسرائیل است. هنگامی که از تفاهم و کاهش تنش سخن گفته میشود، بدیهیترین انتظار آن است که طرف مقابل نیز به الزامات اولیه آن پایبند باشد.
اما حملات مکرر و گسترده اسرائیل به لبنان، آن هم در شرایطی که صحبت از تفاهم و مدیریت بحران مطرح بوده، عملاً به معنای نقض آشکار نخستین و ابتداییترین بند هر توافق نانوشتهای است؛ یعنی پرهیز از اقدامات تحریکآمیز و تنشزا. در چنین شرایطی طبیعی است که روند گفتوگو و توافق با مانع مواجه شود
هیچ کشوری نمیتواند در حالی که طرف مقابل به اقدامات نظامی خود ادامه میدهد، از لزوم حفظ تفاهم و خویشتنداری یکجانبه سخن بگوید.
همین واقعیت سبب شده است که امروز موضع جمهوری اسلامی، چه در عرصه دیپلماسی و چه در حوزه بازدارندگی نظامی، از پشتوانه منطقی و سیاسی بیشتری برخوردار شود. نکته مهمتر آن است که دستاورد کنونی حاصل یک رویکرد ترکیبی در ساختار تصمیمگیری کشور است. از یک سو، جریانی که مذاکره و تفاهم را تا آخرین مرحله ممکن دنبال کرد، این فرصت را فراهم آورد که حسن نیت ایران برای افکار عمومی داخلی و خارجی به اثبات برسد.
از سوی دیگر، جریانی که نسبت به رفتار آمریکا و اسرائیل بدبین بود اما در نهایت با اجرای این مسیر مخالفت عملی نکرد، امکان آزمون این ادعاها را فراهم ساخت. نتیجه آنکه امروز بسیاری از ابهامات گذشته برطرف شده است. رفتار آمریکا و اسرائیل بیش از هر زمان دیگری زیر ذرهبین افکار عمومی قرار گرفته و تناقض میان ادعای دیپلماسی و واقعیت میدان آشکارتر شده است.
به نظر میرسد جمهوری اسلامی با تقسیم نقشهای مختلف و یک محاسبه سیاسی چندلایه، توانسته است بدون شتابزدگی، تصویری روشنتر از واقعیتهای موجود در برابر افکار عمومی منطقه و جهان ترسیم کند.
وحید رحمانی
انتهای پیام/