وحید رحمانی
امضای تفاهمنامه نظامی میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، گامی فراتر از یک همکاری ساده و در حکم تغییر در معادلات قدرت در غرب آسیا و جنوب آسیا است. این ائتلاف سهگانه، با ترکیبی از سرمایهگذاری کلان سعودی، قدرت هستهای و جمعیت جوان پاکستان و صنایع نظامی و تجربه میدانی ترکیه، میتواند به وزنهای سنگین در برابر محورهای رقیب تبدیل شود .
خطرات ژئوپلیتیکی و امنیتی
نخستین و مهمترین خطر این تفاهمنامه، تقلید از ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) است، بدین معنا که حمله به هر یک از اعضا، حمله به کل ائتلاف تلقی میشود . این بند، پاکستان را که همواره با تنشهای مرزی با هند و افغانستان مواجه است، به بازیگر محوری تبدیل میکند و پای عربستان و ترکیه را به مناقشات منطقهای باز میکند. از سوی دیگر، حضور ترکیه (عضو ناتو) در کنار پاکستان (متحد سنتی آمریکا)، روابط پیچیدهای با واشنگتن ایجاد میکند و میتواند بهانهای برای
تشدید نگرانیهای غرب از گسترش نفوذ نظامی اسلامگرایان فراهم آورد. این ائتلاف همچنین میتواند به جنگ نیابتی دامن بزند؛ تجهیزات و تواناییهای نظامی سه کشور ممکن است درگیریهای منطقهای را تشدید کند، بیآنکه نظارتی جهانی بر آن وجود داشته باشد. بیثباتی خاورمیانه به نفع هیچکس نیست و این پیمان، با تحریک رقبای منطقهای، احتمال بروز ناآرامی را افزایش میدهد.
عامل تغییردهنده: ترکیه
درخواست ترکیه برای پیوستن به «ائتلاف دفاعی پاکستان و سعودی» حاوی پیامهای مهمی است. آنکارا نشان میدهد که در حال بازتعریف نقش خود در جغرافیای اسلامی و فاصلهگیری از وابستگی یکسویه به غرب است . اگر این پیمان شکل بگیرد، ترکیه به عنوان قدرت برتر نظامیِ دارای صنایع دفاعی پیشرفته و سابقه حضور در سوریه و لیبی، نقطهاتصال این ائتلاف به جهان غرب خواهد بود و عملاً به یک «محور نظامی جدید» با هدف ایجاد امنیت جمعی فراتر از چارچوبهای سنتی تبدیل میشود.
مواجهه هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران
نوع مواجهه تهران با این تهدید راهبردی، نباید واکنشی و صرفاً نظامی باشد. راهبرد صحیح در سه محور زیر خلاصه میشود:
۱. تقویت دیپلماسی پیشگیرانه: ایران باید بلافاصله گفتوگوهای سهجانبه با ترکیه و پاکستان را در دستور کار قرار دهد. با مذاکره فعال، میتوان نگرانیهای خود را از «محوریتی که ایران را هدف گرفته» به صراحت بیان و بر «همسایگی مسئولانه» تأکید کرد. پیشنهاد برگزاری نشستهای امنیتی منطقهای با مشارکت همه کشورها، میتواند فضای ائتلافسازی تقابلی را خنثی کند.
۲. سیاست همسایگی را جدی بگیریم: تقویت روابط اقتصادی و امنیتی با همسایگان، به ویژه عربستان و ترکیه، بهترین سپر در برابر پیمانهای نظامی است. ایران باید بسترهای همکاری مشترک (مانند حملونقل ترانزیتی یا امنیت انرژی) را پررنگ کند تا منافع مشترک بر اختلافات نظامی غلبه یابد.
۳. قدرتنمایی بازدارنده، بدون تنشزایی: نیروهای مسلح ایران باید با انجام رزمایشهای هوشمندانه، توانایی خود در بستن تنگهها و مقابله با تهدیدات فرامنطقهای را به رخ بکشند، اما این اقدامات باید با شفافیت دیپلماتیک همراه باشد تا بهانهای برای تشدید یا تحریک ائتلاف مذکور فراهم نشود.
در نهایت، این تفاهمنامه را نباید صرفاً تهدیدی برای ایران دانست. این پیمان نشاندهنده افول اعتماد اعضای محافظهکار عرب به ضمانتهای آمریکایی است . ایران با درک این فرصت، میتواند با ایفای نقش میانجی در منطقه، ضمن حفظ اقتدار، از تبدیل شدن این ائتلاف به یک بلوک ضدایرانی جلوگیری کند. مواجهه با این پیمان بیش از آنکه نیازمند موشک باشد، نیازمند نقشه راهی دیپلماتیک و مبتکرانه است.
انتهای پیام/