وحید رحمانی
گزارشهای اخیر از رفتار هواداران رضا پهلوی، وارث سلسله پهلوی، در خارج از کشور، الگویی از برخوردهای تهاجمی و خشونتآمیز را آشکار ساخته که پرسشهایی را درباره ماهیت این جریان و ریشههای تاریخی آن برانگیخته است. این یادداشت با تکیه بر اسناد و گزارشهای موجود، به بررسی سوابق و مصادیق این خشونتورزی میپردازد تا نشان دهد که آیا این رفتارها بازتابی از شیوههای حکمرانی دوران پهلوی است یا پدیدهای نوظهور در میان هواداران این جریان.
خشونت در دوران حکومت پهلوی: زمینههای تاریخی
برای درک رفتار کنونی هواداران پهلوی، ناگزیر باید به میراث تاریخی سلسله پهلوی نگریست. حکومت محمدرضا پهلوی با سرکوب نظاممند مخالفان همراه بود. سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) به عنوان نماد این سرکوب، با استفاده از شیوههایی چون بازداشتهای سیاسی، بازجوییهای اجباری و شکنجه، فضای ترس را بر جامعه ایران حاکم کرده بود . وقایع مهمی مانند کشتار جمعه سیاه (۸ سپتامبر ۱۹۷۸) که طی آن به دستور شاه به سوی تظاهرکنندگان مسالمتجوی تیراندازی شد و صدها نفر کشته یا مجروح شدند، نشاندهنده اوج این خشونت دولتی بود . این پیشینه نشان میدهد که خشونت، نه یک حاشیه، بلکه جزئی از ساختار حکمرانی پهلوی محسوب میشده است.
خشونت در میان هواداران امروزی: مصادیق و الگوها
گزارشهای معاصر از سوی منابع معتبر، نشان از ادامه این الگوی خشونتآمیز، این بار در میان هواداران جریان سلطنتطلب در خارج از کشور دارد. این خشونت در چند سطح قابل مشاهده است:
۱. ترور و تهدید فیزیکی: پرونده قتل کاووس سیدامامی، ملقب به کاووس کاوسیان، یک فعال و ریاضیدان منتقد، در کانادا، هشداری جدی درباره ابعاد فیزیکی این خشونتهاست. دو هوادار برجسته رضا پهلوی به اتهام قتل درجه یک این منتقد دستگیر شدند که در روند تحقیقات مشخص شد برای تهیه ماده سمی با انگیزه "از بین بردن" او تلاش میکردند . این رویداد، که با تهدیدات قبلی علیه منتقدان در شبکههای اجتماعی همراه بود، نشان از عبور از مرز تهدید لفظی و اقدام عملی دارد .
۲. تهدید، ارعاب و آزار روانی: الگوی رایجتری که گزارش شده، شامل آزار روانی و تهدید کسانی است که با جریان سلطنتطلب همسو نمیشوند:
· فشار بر کسبوکارها: در وین و لسآنجلس، گزارشهایی از نزدیک شدن هواداران پهلوی به صاحبان رستورانهای ایرانی برای نصب تصاویر رضا پهلوی و پرچم شیر و خورشید وجود دارد. امتناع از این کار با تهدید به تحریم، برگزاری تظاهرات مقابل مغازه و حتی خشونت فیزیکی پاسخ داده شده است .
· جنگافروزی دیجیتال: شبکههای هماهنگ شده هواداران، با استفاده از کمپینهای توهین و افشای اطلاعات شخصی، به هدفگذاری منتقدان میپردازند. بازیگر معروف گلشیفته فراهانی پس از ابراز تردید درباره مداخله نظامی خارجی در ایران، هدف چنین حملهای قرار گرفت . حتی کریستین امانپور، خبرنگار سرشناس سیانان، پس از طرح سوالاتی از رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ، با شعارهای تهدیدآمیزی چون "بمیری!" از سوی هواداران او مواجه شد .
· توهین به خانواده منتقدان: در نمونهای دیگر، هواداران پهلوی به پدر فوتشده یکی از منتقدان که سالها زیر شکنجه رژیم جمهوری اسلامی رنج کشیده بود، توهین کردند. این اقدام، نشاندهنده فروپاشی هرگونه حداقل اخلاقیات سیاسی در میان بخشی از این هواداران است .
واکنشها و پیامدها
این رفتارها نه تنها وجهه این جریان را مخدوش ساخته، بلکه پرسشهای جدی درباره ماهیت دموکراتیک آن ایجاد کرده است. برخی از تحلیلگران معتقدند که تجلیل از نمادهای دوران ساواک در تجمعات هواداران پهلوی و همچنین تمجید از "شاه دموکراسی" به عنوان یک نظام آرمانی، نشان از "عادیسازی حسرت بر استبداد" دارد و نه تلاش برای ایجاد کثرتگرایی سیاسی . در کنار این، ائتلاف آشکار برخی هواداران با شبکههای صهیونیستی و تلاش برای بهرهگیری از حمایت بینالمللی برای کسب قدرت، بر شکافهای عمیق در میان مخالفان جمهوری اسلامی افزوده است .
بررسی سوابق و رفتار کنونی هواداران پهلوی نشان میدهد که خشونتورزی، نه یک پدیده عارضی، بلکه در ساختار و فرهنگ این جریان ریشه دوانده است. میراث سرکوبگرانه دوران پهلوی (نماد آن ساواک) و تداوم آن در قالب ارعاب، آزار، تهدید و حتی ترور توسط هواداران امروزی، نشان از یک الگوی تکرارشونده دارد. این رویه، که با تجلیل از نمادهای استبداد و به کارگیری تاکتیکهای ارعاب همراه است، به شدت با ادعاهای دموکراتیک و آزادیخواهانه رهبران این جریان در تناقض است و اعتبار آنها را در میان مخالفان واقعی نظام جمهوری اسلامی، که به دنبال استقرار دموکراسی و قانونمداری هستند، به چالش میکشد.
انتهای پیام/