یک جرم و دو مجازات؟!
اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر لزوم مجازات اعدام برای قاتلان مأموران پلیس، از یک سو، و محکومیت شدید ایران توسط اروپا و آمریکا به دلیل اجرای احکام اعدام در مورد متهمان شهادت نیروهای امنیتی، از سوی دیگر، نمونهای بارز از دوگانگی معیارها در عرصه حقوق بشر بینالمللی است.
سعید رمضانی
اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر لزوم مجازات اعدام برای قاتلان مأموران پلیس، از یک سو، و محکومیت شدید ایران توسط اروپا و آمریکا به دلیل اجرای احکام اعدام در مورد متهمان شهادت نیروهای امنیتی، از سوی دیگر، نمونهای بارز از دوگانگی معیارها در عرصه حقوق بشر بینالمللی است. این تناقض، پرسشهای جدی درباره اصالت و بیطرفی مدعیان جهانی حقوق بشر ایجاد کرده است.
۱. تقابل آشکار در اصول
در حالی که ترامپ به صراحت از اعدام قاتلان پلیس به عنوان ابزاری برای «شکستن حلقه جنایت» دفاع میکند، همین کشورها در بیانیهای مشترک با ۲۶ کشور دیگر، ایران را به دلیل اجرای احکام اعدام برای «اراذلی» که مرتکب شهادت نیروهای پلیس و امنیتی شدهاند، به نقض فاحش حقوق بشر متهم میکنند. این بیانیهها که در رسانههای غربی بازتاب گستردهای یافته، اعدام در ایران را اقدامی برای «خاموش کردن مخالفان» توصیف میکند، در حالی که دفاع از اعدام در آمریکا را در چارچوب برقراری «عدالت» و «امنیت» توجیه مینمایند.
۲. نقد دوگانگی از زبان ناظران
این رویکرد متناقض، بیپاسخ نمانده است. «مارک بوتنگا»، نماینده پارلمان اروپا، به صراحت این رفتار را محکوم کرده و آن را «گزینشی» خواند. او با اشاره به قانونی در اسرائیل که مجازات اعدام برای صدها فلسطینی را مجاز میداند، سؤال کرد که چرا اروپا تنها بر ایران متمرکز است و «وقتی جنایتکاران دوستان شما در تلآویو و واشنگتن هستند، چشم خود را میبندید؟». این سخنان نشان میدهد که رویکرد غرب نه مبتنی بر اصول ثابت حقوق بشری، بلکه بر پایه منافع سیاسی و ائتلافهای راهبردی شکل گرفته است.
۳. اتهام «تحریک به اعدام»
در داخل ایران نیز تحلیلگرانی مانند «محسن برهانی» این تناقض را به فراتر از یک خطای راهبردی تعبیر کردهاند. دیدگاهی مطرح است که این بیانیهها نه برای نجات جان انسانها، بلکه برای تحریک حاکمیت ایران به واکنش سختتر و تسریع در اجرای احکام طراحی شدهاند. بر اساس این تحلیل، غرب با آگاهی از واکنشهای هیجانی، به دنبال «تکمیل پازل» خود برای بیثباتسازی داخلی ایران و افزایش هزینههای اجتماعی است.
۴. سوءاستفاده از حقوق بشر
وزیر امور خارجه ایران، «عباس عراقچی»، نیز با اشاره به حمایت کشورهای اروپایی از «نسلکشی در غزه» و «تجاوز به ایران»، تأکید کرده که این کشورها «اعتبار اخلاقی» لازم برای درسدادن به دیگران را ندارند. از این منظر، پرونده حقوق بشر به ابزاری برای فشار سیاسی تبدیل شده و کشورهای غربی با نادیدهگرفتن جنایات متحدان خود، اعتبار خود را به عنوان مدعی عدالت جهانی از دست دادهاند.
تناقض مذکور، نشان از آن دارد که سیاست بینالملل در حوزه حقوق بشر، فارغ از ارزشهای انسانی، همچنان تابع «قانون جنگل» و منافع قدرتهاست. در حالی که حقوق بشر باید ضامن عدالت برای همه باشد، در عمل به سلاحی تبدیل میشود که علیه دشمنان به کار گرفته شده و برای دوستان، حتی در صورت نقض آشکار آن، اغماض روا داشته میشود. این رفتار نه تنها به اعتبار نظام حقوقی بینالملل لطمه میزند، بلکه زمینه را برای بحرانیتر شدن روابط بینالمللی و افزایش بیاعتمادی میان دولتها فراهم میکند.
انتهای پیام/