| |
کد خبر: ۱۵۹۲۴
۱۸:۰۴ | ۱۴۰۵/۰۵/۲۶
| |
یادداشت

ایران تهاجمی، باتلاقی برای ترامپ

اظهارات اخیر یک مقام ارشد ایرانی به رویترز، مبنی بر تغییر سیاست تهران از حالت دفاعی به تهاجمی، یک نقطه عطف در مناقشه جاری با آمریکا محسوب می‌شود.

| |

حسین هاشمی

اظهارات اخیر یک مقام ارشد ایرانی به رویترز، مبنی بر تغییر سیاست تهران از حالت دفاعی به تهاجمی، یک نقطه عطف در مناقشه جاری با آمریکا محسوب می‌شود. این تغییر صرفاً یک تهدید لفاظی نیست، بلکه اعلام یک واقعیت جدید در معادله قدرت منطقه است و نشان می‌دهد که ابتکار عمل از واشنگتن خارج شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران با تعیین ضرب‌الاجلی چند هفته‌ای برای آمریکا و عدم اعتقاد به کارآمدی فشار یا میانجیگری، عملاً بازی را به زمین حریف برگردانده و ماهیت جنگ را از یک رویارویی نظامی-اقتصادی به آزمونی برای اراده و تحمل‌پذیری واشنگتن تغییر داده است.

شکست راهبرد ترامپ و پیروزی میدان در برابر دیپلماسی

تحلیل این تحول نشان می‌دهد که در این بازی پرهزینه، تا کنون ایران پیروز میدان بوده است. اهداف اولیه ترامپ از آغاز جنگ، که شامل "تغییر رژیم" و "برچیدن کامل برنامه هسته‌ای" بود، نه تنها محقق نشده، بلکه عملاً به حاشیه رانده شده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که کاخ سفید اکنون به اهداف بسیار کوچکتری مانند "آزادسازی تنگه هرمز" و "کاهش قیمت نفت" بسنده کرده است . این عقب‌نشینی راهبردی نشان از شکست محاسبات اولیه واشنگتن دارد. حتی مقامات سابق آمریکایی این وضعیت را "باتلاقی ساخته خود" توصیف کرده‌اند که در آن "تنها گزینه‌های بد" پیش روی ایالات متحده قرار دارد .

وقتی ایران مستقیماً اعلام می‌کند که به دنبال توافقی دائمی از طریق فشار یا میانجی‌ها نیست و آمریکا را در مقابل یک اولتیماتوم عملی قرار می‌دهد، عملاً از موضع ضعف دیپلماتیک خارج شده و با اتکا به توانایی خود در ایجاد اختلال در معادلات اقتصادی جهان، ورق را برگشته است. ایران با ایجاد یک "ترمز هسته‌ای" (حتی به قیمت تعلیق موقت مذاکرات) و تبدیل تنگه هرمز به یک خط مقدم، به آمریکا فهمانده که هر گونه توافقی باید در ازای امتیازات عملی و فوری به دست آید، نه در سایه تهدید و تحریم‌های بی‌پایان .

باتلاق هرمز؛ چالش‌های اقتصادی و سیاسی ترامپ

چالش اصلی و بی‌سابقه ترامپ، تبدیل شدن تنگه هرمز به یک باتلاق اقتصادی و سیاسی است. این تنگه به عنوان گذرگاه حیاتی برای یک پنجم نفت جهان، به اصلی‌ترین برگ برنده ایران تبدیل شده است. تداوم حملات به کشتی‌ها و اختلال در این آبراه، نه تنها به اعتبار آمریکا به عنوان ضامن امنیت دریایی ضربه زده، بلکه مستقیماً بر اقتصاد جهانی و به‌ ویژه قیمت نفت و تورم در داخل آمریکا تأثیر گذاشته است . ناتوانی نیروی دریایی آمریکا در تأمین امنیت کامل این مسیر، با وجود هزینه‌های سرسام‌آور نظامی، یک شکست آشکار است.

از سوی دیگر، استراتژی اقتصادی آمریکا نیز به یک دور باطل تبدیل شده است. در حالی که ایران به دنبال باز کردن بنادر خود و دریافت غرامت ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی است، واشنگتن همچنان بر تشدید تحریم‌ها اصرار دارد . اما این تحریم‌ها کارایی خود را از دست داده‌اند، چرا که ایران شبکه‌های مالی و مسیرهای جایگزین را توسعه داده و در مقابل، قدرت چانه‌زنی خود را با گروگان گرفتن امنیت انرژی جهان افزایش داده است . اختلاف نظر داخلی در کابینه ترامپ و تغییر مداوم اهداف جنگی، نشان از سردرگمی استراتژیک و فقدان یک خروجی شرافتمندانه برای کاخ سفید دارد .

تغییر رویکرد ایران از دفاع به حمله، در واقع واکنشی هوشمندانه به یک بن‌بست تاکتیکی است. تهران با علم به اینکه آمریکا توانایی پیروزی در یک جنگ تمام عیار و یا خروج آسان از باتلاق هرمز را ندارد، با افزایش هزینه‌های ماجراجویی ترامپ، او را در یک دوراهی دشوار قرار داده است: ادامه جنگی که نه بودجه دارد و نه چشم‌انداز پیروزی، یا پذیرش شکست و عقب نشینی که هزینه‌های سیاسی سنگینی برای او به همراه خواهد داشت. در این نبرد جدید، به نظر می‌رسد که خطوط مقدم در واشنگتن کشیده شده است، نه در کرانه‌های تنگه هرمز.

انتهای پیام/


ارسال پیام
captcha
ویدیو کوتاه
تازه های شبکه های اجتماعی