مدیریت نکنیم، دشمن مدیریت میکند
در تحلیل تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، اغلب از «جنگ ترکیبی» سخن به میان میآید. اما جنگ ترکیبی تنها حضور سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نیست؛ بلکه بهرهگیری از شکافهای داخلی و تبدیل نارضایتیها به انفجار اجتماعی است.
سعید رمضانی
در تحلیل تحولات سیاسی و اجتماعی ایران، اغلب از «جنگ ترکیبی» سخن به میان میآید. اما جنگ ترکیبی تنها حضور سرویسهای اطلاعاتی بیگانه نیست؛ بلکه بهرهگیری از شکافهای داخلی و تبدیل نارضایتیها به انفجار اجتماعی است. این یادداشت با اشاره به تجربه تلخ وقایع دیماه ۱۴۰۴، به بررسی همافزایی عواملی میپردازد که در صورت بیتوجهی، میتوانند بستر یک شگفتنامه خبری یا ناامنی میدانی را فراهم کنند.
۱. تحقیر مسئولان؛ ایجاد خلأ مشروعیت
رسانههای مخالف و رقبای سیاسی، با تخریب و تحقیر بیپروای قوا و مسئولین، زمینهساز کاهش سرمایه اجتماعی نظام میشوند. این اقدام که در چارچوب جنگ روانی تعریف میشود، با القای ناکارآمدی و فساد، مشروعیت نهادهای حاکمیتی را نشانه میرود . وقتی تخریب مسئولان به یک هنجار رسانهای تبدیل شود، بخش بزرگی از جامعه نسبت به هرگونه اقدام اصلاحی بدبین شده و بستری برای پذیرش گفتمانهای آلترناتیو فراهم میشود.
۲. القای تصویر بنبست
اظهارات نسنجیده برخی مسئولین و کمپینهای رسانهای هدفمند، تصویر «ضعف، کمبود و بنبست» را در کشور تثبیت میکند. این القای ناامیدی، دقیقاً نقطه مقابل امیدآفرینی است که در دوران جنگ ۱۲ روزه (که با وجود نابرابری، با اتحاد ملی مواجه شد) تجربه کردیم. بر اساس تحلیلهای امنیتی، دشمن پس از ناکامی در تقابل نظامی، بر «بزرگنمایی ناامنی و تغییر جهت مطالبات مردم» متمرکز شده است تا فشار داخلی را افزایش دهد .
۳. ابراز ذوق زدگی برای توافق؛ اشتباه راهبردی
ابراز ذوقزدگی برای توافق با دشمن، نهتنها نشانه ضعف است، بلکه دشمن را به طمع میاندازد و او را از تفاهم دور میکند. این رفتار در افکار عمومی، بهعنوان عقبنشینی از خط قرمزها تعبیر شده و بهجای کاهش التهاب، اهرم فشار را به طرف مقابل میدهد.
۴. بیعملی در کنترل بازار؛ خطمقدم معیشت
مهمترین بستر اغتشاشات، معیشت است. بیعملی در کنترل بازار ارز، طلا و کالاهای اساسی، بهویژه دارو که یک کالای حیاتی است، یک بمب ساعتی اجتماعی است. تجربه حذف ارز ترجیحی نشان داد که اگر اصلاح اقتصادی با نظارت میدانی همراه نباشد، شاهد افزایش عجیب قیمتها و کمیابی کالاهایی مانند روغن و تخممرغ خواهیم بود که بهسرعت به نارضایتی عمومی دامن میزند . بازار خالی از ناظر، خط مقدم معیشت مردم را به زمین بازی شایعه و گرانفروشی تبدیل میکند .
۵. تولید بیبندوباری و واکنشهای غیرحرفهای
تولید هدفمند محتوای بیبندوباری و انتشار آن در شبکههای اجتماعی، با هدف تحریک جریان انقلابی طراحی میشود. واکنشهای غیرحرفهای از سوی ائمه جمعه یا شخصیتهای نظامی، نهتنها این فضا را مدیریت نمیکند، بلکه به دام دشمن افتاده و دوقطبیهای کاذب را تشدید میکند. همانگونه که در اغتشاشات ۱۴۰۱ مشاهده شد، دشمن با تمرکز بر مسائل فرهنگی (مانند حجاب) بهدنبال «شتابدهی به برنامهریزی خود» بود .
۶. برخوردهای سلبی و تنشزا
برخورد بیبرنامه و سلبی در حوزههایی مانند بیحجابی، بدون پشتوانه اقناعی و فرهنگی، بهجای حل مسئله، به کنشهای تنشزا تبدیل میشود. این برخوردها، خوراک رسانهای برای معارضان فراهم کرده و زمینه را برای نقض امنیت روانی جامعه مهیا میسازد.
۷. مسئله بنزین؛ یک شوک تمامعیار
مسئله بنزین، بهعنوان یک کالای استراتژیک و حساس، پتانسیل تبدیل شدن به یک انفجار بزرگ اجتماعی را دارد. هر گونه تصمیمگیری غیرمنتظره در این حوزه بدون آمادگیهای قبلی، میتواند خشم عمومی را به خیابانها بکشاند.
همافزایی و هشدار نسبت به تکرار دی ۱۴۰۴
مجموعه عوامل فوق، کم و بیش در حال وقوع هستند. همافزایی این عوامل، یعنی تضعیف مشروعیت، القای ناامیدی، فشار اقتصادی، و تحریک فرهنگی، میتواند یک «شگفتنامه خبری منفی» یا یک «اتفاق ناگوار میدانی» خلق کند که فضای کشور را به سمت روزهای تلخ ۱۸ و ۱۹ دیماه ببرد . در آن مقطع، درست پس از فضای وحدتآفرین جنگ ۱۲ روزه و اجرای طرح حذف ارز ترجیحی، شاهد سرکوب خونین و قطعی اینترنت بودیم که بهعنوان تلاشی برای پنهانسازی «نسلکشی دیجیتال» توصیف شد .
تأسفبار آنکه اینبار ممکن است این آشوب داخلی با یک اقدام خارجی همزمان شود و فشار را دوچندان کند. شرایط فعلی از جهاتی حساستر از شهریور تا دی ۱۴۰۴ است؛ چراکه در آن مقطع، «همت و همدلی دستگاهها» نسبی بود، اما اکنون شکافها عمیقتر شده است .
وظیفه جریان انقلاب
وظیفه چهرهها، شخصیتها و رسانههای جریان انقلاب، یک تقسیم کار فوری و هوشمندانه است:
۱. جهاد تبیین: نه بهمعنای تکرار شعار، بلکه بهمعنای پاسخگویی شفاف به مطالبات مردم و نقد اصلاحی.
۲. مدیریت انتظارات: پرهیز از اظهارات نسنجیده و خوشبینانه که با واقعیت معیشتی مردم همخوانی ندارد.
۳. نظارت بر بازار: مطالبه جدی از دستگاههای نظارتی برای ورود به میدان و برخورد با گرانفروشی و احتکار .
۴. مدیریت رسانهای: تغییر آرایش رسانهای از حالت دفاعی و انفعالی به تهاجم آگاهانه؛ یعنی تولید روایت امید و کارآمدی در کنار انعکاس صادقانه مشکلات .
۵. مدیریت میدانی: پرهیز از کنشهای سلبی و تنشزا و جایگزینی آن با اقدامات فرهنگی و اقناعی.
۶. هماهنگی و انسجام: فراتر از موازیکاری، ایجاد یک قرارگاه مرکزی برای جنگ رسانهای و اجتماعی .
اگر این تقسیم کار صورت نگیرد، دشمن از فرصت استفاده کرده و با طراحی سناریوهای سهگانه (اعتراض، اغتشاش، حرکت مسلحانه)، کشور را با بحرانی پیچیده مواجه خواهد کرد که آثار آن بسیار فراتر از یک ناآرامی ساده خواهد بود .
انتهای پیام/