انبار باروت و کبریت کلام
مسئولیت کلامی مسئولان در شرایط التهابی، خصوصاً زمانی که التهاب ریشه در اقتصاد دارد، نه یک انتخاب اخلاقی، که یک ضرورت عقلانی برای بقای سرمایه اجتماعی است.
وحید رحمانی
مسئولیت کلامی مسئولان در شرایط التهابی، خصوصاً زمانی که التهاب ریشه در اقتصاد دارد، نه یک انتخاب اخلاقی، که یک ضرورت عقلانی برای بقای سرمایه اجتماعی است. در چنین فضایی، کلام از جایگاه یک ابزار ارتباطی صرف خارج شده و به «کنش» و «واکنش» تبدیل میشود؛ کنشی که میتواند التیام بخش باشد یا آتشافزا.
اقتصاد ایران در سالهای اخیر همواره روی لبه تیغ حرکت کرده است. تورم افسارگسیخته، کاهش ارزش پول ملی و ناامیدی معیشتی، نه فقط سفره مردم که روان جمعی را کوچک و حساس کرده است. در این شرایط، مردم مانند خشتی هستند که ترک خورده؛ کوچکترین تنش کلامی میتواند آن را خرد کند. وقتی مسئولی با بیاعتنایی میگوید «این آمارها واقعی نیست» یا «قیمت گوشت در فلان کشور گرانتر است»، در واقع در انبار باروت کبریت میکشد. مردم دیگر نه دنبال حقیقت آماری که دنبال «درک شدن» هستند. یک واژه اشتباه، مانند «سوختیارانه میدهیم که پولدارها هم استفاده کنند» یا «با فلان برنامه همه چیز درست میشود» (در حالی که وعده قبلی محقق نشده)، میتواند حس «تحقیر» یا «فریبخوردگی» را چنان شعلهور کند که خیابانها را به صحنه اعتراض تبدیل کند. این جرقه، نه از سر عمد، که از سر بیدقتی در انتخاب واژگان است.
کارشناسان ارتباطات بحران میگویند در شرایط اضطراری، محتوای پیام به اندازه «لحن» و «زمان» اهمیت ندارد. مردم در التهابات اقتصادی، توان پردازش جملات پیچیده را ندارند؛ آنها به دنبال نشانههایی از همدلی هستند. مسئولان باید بدانند که گفتن جملهای مانند «شرایط سخت است اما با همکاری هم عبور میکنیم» بسیار موثرتر از ارائه یک تحلیل اکونومتری پیچیده و سرد است. اما مشکل اینجاست که برخی مسئولان، به دلیل فاصله طبقاتی از جامعه، نمیدانند که «قیمت یک قرص نان» برای یک کارگر چه معنایی دارد؛ لذا واژگانی مانند «مدیریت تقاضا» یا «شوک درمانی» را به کار میبرند که برای مردم معانی خشن و غیرانسانی دارد. دقت در استخدام واژگان یعنی ترجمه زبان تخصصی به زبان دل؛ زبانی که بوی تعهد و مسئولیت بدهد.
دقت در کلام به معنای سانسور یا پنهانکاری نیست؛ بلکه به معنای «مسئولیتپذیری در برابر پیامدها»ست. در جامعه ملتهب، یک مسئول باید از خود بپرسد: «اگر این جمله را در جمع خانواده خودم یا در کوچه پسکوچههای جنوب شهر بگویم، چه واکنشی میبینم؟» این پرسش، فیلتری اخلاقی است که بسیاری از لغزشها را مهار میکند. برای مثال، به جای گفتن «مردم توقع دارند مملکت را اداره کنند»، باید گفت «ما از درک شما ناتوانیم و پاسخگوی زحمات شما هستیم». تغییر همین چند کلمه، از یک طعنه تفرقهانگیز، یک عذرخواهی و درخواست کمک ملی میسازد.
در فضای مجازی، یک جمله سهثانیهای از یک مقام رسمی میتواند در کمتر از یک ساعت به صدها کلیپ و متن طعنهآمیز تبدیل شود و روان جمعی را به سمتی ببرد که دهها مصاحبه اصلاحی بعدی، دیگر کارایی ندارند. نمونههای تاریخی نشان داده که بسیاری از اعتراضات اجتماعی، نه از سر گرانی، که از سر «احساس بیاحترامی» به شعور مردم آغاز شده است. واژهای مانند «اراذل» یا «اغتشاشگر» اگر نابجا به کار رود، میتواند معترض معیشتی را از مدار نظام خارج کند و به او هویت سیاسی بدهد که شاید خودش هم به دنبال آن نبود.
پیشنهاد سه اصل طلایی برای مسئولان:
در چنین شرایطی، سه اصل میتواند راهگشا باشد:
· اول، همدلی پیش از تحلیل: بپذیرید که شرایط سخت است و مردم حق نگرانی دارند.
· دوم، وعدههای محدود و قابل راستیآزمایی: به جای «همه چیز درست میشود»، بگویید «تا دو ماه آینده سعی میکنیم قیمت دلار را مهار کنیم».
· سوم، پرهیز از طعنه و مقایسه: هرگز وضعیت ایران را با کشورهای جنگزده یا آلمان مقایسه نکنید؛ این مقایسهها نه علمی که تحقیرآمیز است.
در انبار باروت، عاقل با نوک پا راه میرود، نه با چکمههای سنگین. جامعه ایران، با تمام هوشمندی و تاریخ پرفرازونشیبش، از مسئولانش توقع «مدیریت کلام» را دارد، نه از سر ضعف، که از سر شعور جمعی. هر واژه، در این شرایط، نه یک کلمه که یک تیر است؛ تیری که یا به هدف آرامش میخورد یا به قلب امنیت اجتماعی. مسئولان باید بدانند که بزرگترین سرمایه آنها در این برهه، «اعتماد» است و اعتماد فقط با «دقت در کلام» و «صداقت در لحن» زنده میماند. بیایید کلمات را به جای سلاح، پل بسازیم.
انتهای پیام/