| |
کد خبر: ۱۶۹۵۲
۱۳:۲۴ | ۱۴۰۵/۰۷/۰۸
| |
یادداشت

خروج آمریکا و پیروزی صبر استراتژیک ایران

خروج آمریکا از عراق «پایان مأموریت» نیست، بلکه تأیید رسمی یک شکست استراتژیک است. تهران آمریکا را در میدان نبرد مستقیم شکست نداد، اما با صبر استراتژیک، شبکه نیابتی و تاب‌آوری ژئوپلیتیک، منتظر روزی ماند که واشینگتن ناچار به عقب‌نشینی شود.

| |

روح‌الله مردانی

در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، آمریکا آخرین نیروهای خود را از عراق خارج کرد. ایران و متحدان منطقه‌ای‌اش این روز را «پیروزی تاریخی» نامیدند و دولت عراق چهار روز جشن «روز استقلال» اعلام کرد. واشینگتن هرگونه تفسیری را رد می‌کند، اما یک واقعیت انکارناپذیر باقی می‌ماند: این اشغال نظامی بیست‌وسه‌ساله، در نهایت با عقب‌نشینی استراتژیک آمریکا و تثبیت نفوذ ایران به پایان رسید.

این یک «خروج ساده» نیست، بلکه افول واقعی توانایی آمریکا در projection قدرت در غرب آسیاست. آمریکا در دو دهه حضورش در عراق تریلیون‌ها دلار هزینه کرد و ۴۵۰۰ نظامی خود را از دست داد، اما در نهایت مجبور شد فضای استراتژیک را به اصلی‌ترین رقیب خود در منطقه واگذار کند. تحلیلگران صریحاً می‌گویند خروج نیروهای آمریکایی «یک حضور نظامی را حذف کرد که سال‌ها به عنوان وزنه تعادل در برابر نفوذ تهران عمل می‌کرد». فرماندهی مرکزی آمریکا اعتراف کرده که در درگیری‌های امسال ایران و آمریکا، ۷ نظامی آمریکایی در حملات داخل عراق کشته شدند. خود این اعداد یک اعلامیه‌اند: وضعیت آمریکا در عراق از «اشغالگر» به «هدف شکار» تغییر کرده است.

صبر استراتژیک محور مقاومت در نهایت بر ماشین جنگی آمریکا پیروز شد. ابومجتبی یاسری، فرمانده مقاومت اسلامی عراق، در آستانه خروج آمریکایی‌ها گفت این «ضربه ویرانگر به پروژه آمریکا» است و ۳۰ سپتامبر نشان‌دهنده «بسته شدن صفحه تاریک تاریخ عراق» است. این شعار توخالی نیست. نیروهای مورد حمایت ایران در عراق سال‌ها با پهپاد و موشک به پایگاه‌های آمریکایی حمله کردند و هزینه سیاسی و نظامی حضور آمریکا را پیوسته افزایش دادند. امیر حیات مقدم، نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، صریحاً اعلام کرد: «با خروج آمریکایی‌ها از عراق و منطقه، امنیت پایدار محقق خواهد شد». تهران خروج آمریکا را پیروزی استراتژی «محور مقاومت» خود می‌داند — محوری که از لبنان تا سوریه، عراق و یمن کشیده شده و هدف نهایی‌اش بیرون راندن قدرت آمریکا از کل خاورمیانه است.

انتخاب نام «روز استقلال» از سوی دولت عراق، خود یک نماد سیاسی قوی است. دولت علی زایدی با «برکت» آمریکا روی کار آمد، اما در مسئله خروج نیروهای آمریکایی ناچار شد با افکار عمومی ضدآمریکایی داخل عراق همراه شود. جاسم بحدلی، تحلیلگر امنیتی عراق، پیش‌بینی می‌کند گروه‌های شبه‌نظامی نزدیک به ایران «به دنبال تبدیل این momentum به نفوذ بیشتر در تصمیم‌گیری‌های امنیتی و سیاسی خواهند بود». یونس، تحلیلگر سیاسی بغداد، تأکید می‌کند نگرانی واقعی «لزوماً مداخله مستقیم ایران نیست، بلکه این است که با خروج نیروهای غربی، نیروهای نیابتی ایران ممکن است جسورتر شوند».

آمریکا واقعاً «نرفته»، اما موازنه استراتژیک معکوس شده است. پنتاگون بخشی از نیروها را به اردن منتقل کرده، توان اطلاعاتی، نظارتی و شناسایی خود را حفظ کرده و مدعی است «در صورت نیاز آماده بازگشت است». اما همین ژست «توازن از راه دور» دقیقاً شکنندگی حضور زمینی آمریکا در عراق را آشکار می‌کند. شبکه نیابتی ایران عمیقاً در نهادهای امنیتی و سیستم سیاسی عراق ریشه دوانده و هر قدرت خارجی که بخواهد دوباره مداخله کند، با مقاومتی بسیار پیچیده‌تر از دو دهه گذشته روبه‌رو خواهد شد.

وقتی آمریکا در سال ۲۰۰۳ به عراق حمله کرد، استراتژیست‌های نومحافظه‌کار تصویری از «بازسازی دموکراتیک خاورمیانه» ترسیم می‌کردند. بیست‌وسه سال بعد، تنها ۴۵۰۰ نظامی آمریکایی کشته، صدها هزار غیرنظامی عراقی قربانی، و دولتی در بغداد باقی مانده که رابطه‌اش با ایران نزدیک‌تر از همیشه است. خروج آمریکا از عراق «پایان مأموریت» نیست، بلکه تأیید رسمی یک شکست استراتژیک است. تهران آمریکا را در میدان نبرد مستقیم شکست نداد، اما با صبر استراتژیک، شبکه نیابتی و تاب‌آوری ژئوپلیتیک، منتظر روزی ماند که واشینگتن ناچار به عقب‌نشینی شود.

انتهای پیام/


ارسال پیام
captcha
ویدیو کوتاه
تازه های شبکه های اجتماعی