| |
کد خبر: ۱۷۰۱۹
۱۴:۵۹ | ۱۴۰۵/۰۷/۱۱
| |
یادداشت

آزمایش نوادا؛ نشانه‌ای از ورود به مرحله جدید جنگ در اعماق زمین؟

آزمایش اخیر آمریکا در سایت امنیت ملی نوادا را باید جدی گرفت؛ نه به این دلیل که این آزمایش به‌تنهایی نشانه ساخت یک سلاح جدید علیه ایران است، بلکه از آن جهت که بخشی از یک روند بزرگ‌تر در تفکر نظامی آمریکا درباره شناسایی و هدف قرار دادن تأسیسات عمیق زیرزمینی است.

| |

علی حجتی

آزمایش اخیر آمریکا در سایت امنیت ملی نوادا را باید جدی گرفت؛ نه به این دلیل که این آزمایش به‌تنهایی نشانه ساخت یک سلاح جدید علیه ایران است، بلکه از آن جهت که بخشی از یک روند بزرگ‌تر در تفکر نظامی آمریکا درباره شناسایی و هدف قرار دادن تأسیسات عمیق زیرزمینی است.
رویترز گزارش داده است که آمریکا در این آزمایش، بدون استفاده از مواد هسته‌ای و با مواد منفجره شیمیایی، شرایط یک انفجار زیرزمینی را شبیه‌سازی کرده است تا توانایی شناسایی انفجارهای هسته‌ای کم‌توان و دشوارتر برای کشف را افزایش دهد.


در کنار این موضوع، آمریکا سال‌هاست روی تسلیحات نفوذکننده در زمین و راه‌های مقابله با اهداف سخت و عمیق کار می‌کند. بنابراین می‌توان این پرسش را مطرح کرد که آیا واشنگتن در حال تکمیل زنجیره‌ای از قابلیت‌هاست که در یک سوی آن کشف و شناسایی اهداف زیرزمینی و در سوی دیگر آن توان ضربه زدن به این اهداف قرار دارد؟ این مسئله برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد.


ایران یکی از کشورهایی است که بخش قابل توجهی از زیرساخت‌های نظامی و راهبردی خود را در زیر زمین ایجاد کرده است. حتی گزارش رسمی آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، ایران را دارای گسترده‌ترین برنامه تأسیسات زیرزمینی در خاورمیانه توصیف کرده و به استفاده از این تأسیسات برای نگهداری تجهیزات، استقرار موشک‌ها، مراکز تولید و زیرساخت‌های نظامی اشاره کرده است.اما نقطه قوت ایران صرفاً عمق این تأسیسات نیست.

مزیت اول؛ تعداد زیاد

مسئله برای آمریکا این نیست که بتواند یک تأسیسات مشخص را هدف قرار دهد؛ مسئله این است که با مجموعه‌ای از تأسیسات مواجه است که در نقاط مختلف کشور پراکنده‌اند.

در چنین شرایطی، حتی اگر یک حمله بتواند یک مرکز زیرزمینی را به‌شدت آسیب بزند، نمی‌توان به‌سادگی نتیجه گرفت که کل شبکه از بین رفته است.


تحلیل‌های منتشرشده در آمریکا نیز نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید و نگهداری موشکی ایران در تأسیسات سخت‌شده و زیرزمینی قرار دارد و میزان واقعی خسارت واردشده به این شبکه از روی تصاویر سطحی به‌سادگی قابل ارزیابی نیست.

مزیت دوم؛ پراکندگی جغرافیایی

ایران یک هدف واحد نیست.


وسعت جغرافیایی کشور و پراکندگی زیرساخت‌های نظامی، صنعتی و موشکی باعث می‌شود که آمریکا برای دستیابی به یک نتیجه راهبردی، با تعداد زیادی هدف مواجه باشد.


این تفاوت بسیار مهمی است:
نابودی یک تأسیسات با نابودی یک شبکه تفاوت دارد.


حتی اگر یک بمب یا یک نسل جدید از مهمات بتواند به یک تأسیسات بسیار عمیق نفوذ کند، هنوز این سؤال باقی است که چند هدف دیگر در نقاط مختلف کشور وجود دارد که باید شناسایی و هدف قرار گیرند.

مزیت سوم؛ ساختار زیرزمینی

برخی تأسیسات زیرزمینی صرفاً یک «اتاق در زیر زمین» نیستند.


ساختار تونلی، راهروهای متعدد، درهای انفجاری، ورودی‌های مختلف، فضاهای جداگانه و پیچیدگی معماری زیرزمینی می‌تواند اثر یک انفجار را محدود کند.


مطالعات جهانی نیز تأکید کرده‌اند که تأسیسات زیرزمینی دارای چند ورودی و مجموعه‌ای از تونل‌ها و درهای حفاظتی، بسیار دشوارتر از یک سازه ساده زیرزمینی قابل تخریب کامل هستند.


حتی در مورد برخی تأسیسات عمیق ایران، تحلیل‌های جدید CSIS تصریح کرده‌اند که تخریب کامل آنها حتی با سنگین‌ترین مهمات متعارف آمریکا نیز یک چالش جدی است و حملات می‌توانند به‌جای نابودی کامل، موجب آسیب یا از کار افتادن موقت تأسیسات شوند.

مزیت چهارم؛ بازسازی و احیای ظرفیت

حتی در سناریویی که آمریکا بتواند بخش‌هایی از یک مجموعه زیرزمینی را منهدم کند، مسئله بعدی بازسازی است.


تجربه حملات گذشته نشان داده است که حمله هوایی می‌تواند ورودی‌ها، ساختمان‌های پشتیبانی و بخش‌هایی از زیرساخت را تخریب کند؛ اما تعیین اینکه چه میزان از ظرفیت واقعی یک مجموعه زیرزمینی از بین رفته، بسیار دشوار است.


CSIS نیز در ارزیابی‌های خود درباره تأسیسات زیرزمینی ایران تأکید کرده که ارزیابی خسارت زیرسطحی بسیار دشوارتر از مشاهده خسارت‌های سطحی است.


بنابراین آیا آمریکا می‌تواند به اهداف عمیق ایران حمله کند؟
پاسخ این است که شاید توان ضربه زدن وجود داشته باشد، اما توان دستیابی به یک نتیجه کامل و قطعی مسئله دیگری است.
این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.


حتی اگر آمریکا در آینده به سلاحی دست پیدا کند که بتواند در شرایط خاص، یک هدف بسیار عمیق را با قدرت بیشتری منهدم کند، این به معنای آن نیست که می‌تواند تمام شبکه زیرزمینی ایران را هم‌زمان از بین ببرد.


برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای، آمریکا باید ابتدا تمام اهداف مهم را شناسایی کند، ساختار زیرزمینی آنها را به‌درستی بشناسد، نقاط آسیب‌پذیر را پیدا کند و سپس برای هر یک از آنها حمله‌ای مؤثر طراحی کند.


این کار در کشوری با وسعت ایران، تعداد زیاد تأسیسات زیرزمینی و پراکندگی جغرافیایی آنها، یک چالش بسیار بزرگ است.
و مهم‌تر از همه؛ «سنگرشکن» مساوی «نابودی قطعی» نیست حتی پیشرفته‌ترین مهمات نفوذکننده نیز محدودیت دارند.


عمق، جنس زمین، ضخامت سنگ و بتن، شکل تونل‌ها، وجود اتاقک‌های متعدد، فاصله گرفتن مراکز حساس از ورودی‌ها و طراحی‌های حفاظتی می‌توانند نتیجه یک حمله را تغییر دهند.


به همین دلیل، حتی در تحلیل‌های آمریکایی نیز درباره میزان موفقیت حملات به تأسیسات عمیق ایران اختلاف‌نظر وجود دارد و برخی ارزیابی‌ها تصریح می‌کنند که حمله ممکن است تأسیسات را آسیب‌پذیر یا موقتاً غیرفعال کند، بدون آنکه الزاماً تمام ظرفیت زیرزمینی آن را نابود کند.
نتیجه؛ تهدید واقعی است، اما شکست‌ناپذیری آمریکا هم واقعیت ندارد.آنچه در حال شکل‌گیری است را نباید نادیده گرفت.


آمریکا به‌دنبال ارتقای توانایی خود برای کشف، شناسایی و هدف قرار دادن اهداف عمیق است و این روند می‌تواند در آینده برای مقابله با زیرساخت‌های راهبردی ایران اهمیت پیدا کند.اما ایران نیز یک هدف ساده و یک‌بعدی نیست.


تعدد تأسیسات، پراکندگی جغرافیایی، عمق، استحکام، ساختارهای تونلی و امکان بازسازی و جابه‌جایی بخشی از ظرفیت‌ها، مجموعه‌ای از مزیت‌ها را در اختیار ایران قرار می‌دهد که حتی برتری تکنولوژیک آمریکا را با محدودیت مواجه می‌کند.


به همین دلیل، اگرچه آمریکا می‌تواند به برخی اهداف زیرزمینی آسیب جدی وارد کند، اما تبدیل این توانایی به نتیجه مطلوب و تعیین‌کننده در مقیاس کل شبکه زیرزمینی ایران، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.


در واقع، چالش اصلی آمریکا فقط «چگونه یک تأسیسات را بزنیم؟» نیست؛ بلکه این است که چگونه می‌توان کشوری به وسعت ایران را از یک شبکه گسترده، پراکنده و چندلایه از زیرساخت‌های زیرزمینی محروم کرد؟

پاسخ به این سؤال آسان نیست.و دقیقاً به همین دلیل است که حتی اگر آمریکا در مرحله بعدی به نسل جدیدی از تسلیحات ضد اهداف عمیق دست پیدا کند، این سلاح به‌تنهایی تضمین‌کننده دستیابی واشنگتن به نتیجه مطلوب نخواهد بود.تهدید را باید جدی گرفت؛ اما نباید آن را بزرگ‌تر از واقعیت دید.


ایران همچنان مزیت‌هایی دارد که می‌تواند محاسبات آمریکا را پیچیده کند و مانع تبدیل برتری تسلیحاتی واشنگتن به یک پیروزی قطعی و راهبردی شود.

انتهای پیام/


ارسال پیام
captcha
ویدیو کوتاه
تازه های شبکه های اجتماعی