در چند سال گذشته و در سایه کمکاری مجریان مطرح و باسابقه که هر کدام در اجرا، شیوه و امضای خاص خود را داشتند، موج تازهای از گفتوگوهای تصویری شکل گرفته است که بیش از آنکه دغدغه پرداخت جدی به موضوعات مختلف را داشته باشند، صرفا میخواهند با چند لحظه وایرالی دیده شوند. برنامههایی با مهمانان عموما شناختهشده که با وجود اینکه تقریبا حرف مهمی برای گفتن ندارند، اما بخش قابل توجهی از سبد مصرف فرهنگی مخاطبان را به خود اختصاص دادهاند و حالا این پرسش جدیتر از همیشه مطرح است که چرا این محتواها دیده میشوند و چرا جامعه به سمت محتوای زرد کشیده میشود؟
مهران مدیری از پخش قسمت سوم داستانهای مسعود شصت چی با عنوان «مرد سه هزار چهره» در نوروز ۱۴۰۵ خبر داد و گفت در این شخصیت، نقش پدرم را بازی میکنم.
سبد مصرف رسانهای خانوار ایرانی صحنه یک نزاع دائمی است، صحنهای که با ورود ماهواره مخاطبان زیادی را از تلویزیون گرفت اما در یک دهه گذشته و با ورود شبکه نمایش خانگی این مخاطب دوباره به فیلمها و سریالهای ایرانی رجوع داشته و اگر خوراک خوب محتوایی وجود نداشته باشد، دوباره باید شاهد رجوع و بازگشت مخاطب به ماهواره بود.
رضا میرکریمی کارگردان سینمای ایران سریال «رئیسعلی دلواری» را برای تلویزیون می سازد.
در روزهای پایانی سومین هفته از آبان ماه فیلمهای سینمایی و تلویزیونی «آقای بیتس در برابر اداره پست»، «بد سرپرست»، «پسران منجومل»، «فصل شکار»، «زنده باد زندگی»، «خاطرات خوش»، «پسران نیکل»، «نقطه انفجار» و «شهری در دور دست» از شبکههای سیما پخش میشوند.
در بازار نمایش خانگی، پلتفرمهای تازهوارد با وعده ارائه سریالهای جذاب و رایگان، مخاطبان را جذب میکنند، اما تجربههای اخیر نشان داده که بسیاری از این سرویسها بدون پشتوانه مالی و برنامهریزی دقیق وارد میدان شدهاند و پروژهها را نیمهکاره رها کردهاند.
تلویزیون در حصار عدم نوآوری و جذابیت مانده و شبکه نمایش خانگی در دام بیمرزی افتاده است؛ تقابل این دو، بازتاب سردرگمی رسانه ایرانی میان آزادی و مسئولیت است.
پلیسی «الگوریتم» به کارگردانی بیژن میرباقری و طراحی و تهیهکنندگی ابوالفضل صفری از اواسط مهرماه روی آنتن شبکه سه میرود. در این سریال طیف متنوعی از بازیگران حضور دارند؛ از مهدی زمینپرداز و بهار قاسمی تا پیام احمدینیا و محسن قصابیان.
مثلثهای عشقی نخنما، سوءتفاهمهای ساده که بهعنوان گره دراماتیک استفاده میشوند، بندبازی روی خطوط قرمز، فراهم آوردن زمینهای برای حرفهای جنجالی در برنامههای گفتوگومحور تاریخ انقضا دارند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان رسانه ملی، همواره نقش مهمی در تولید محتوای ویژه کودکان و نوجوانان داشته است. در گذشته برنامههایی، چون «عموپورنگ»، «شادونه»، «کلاه قرمزی و پسرخاله»، «فیتیلهایها» و… نه تنها مخاطبان زیادی را جذب میکردند، بلکه به برندهای فرهنگی ماندگاری تبدیل شدند. از برنامههای عروسکی مانند «خونه مادربزرگه» و مجموعههای نمایشی، چون «قصههای مجید» تا تولیدات مدرن انیمیشن و سریالهای آموزشی. اما این راه به تدریج رو به افول و غروب رفت. در این گزارش سعی میکنیم به بررسی آثار کودک و نوجوان طی دهههای گذشته تا کنون بپردازیم.